پرش به محتوا
وبلاگ خط

کندل استیک چیست؟ آموزش کامل نمودار شمعی و مهم‌ترین الگوهای کندلی

کندل استیک چیست و هر کندل چه می‌گوید؟ بدنه و سایه، تایم فریم، دوجی، چکش، الگوی پوشا، نکته‌های بورس تهران و اشتباهی که تقریبا همه تازه‌کارها می‌کنند.

تیم خط26 دقیقه مطالعه
چاپ چوبی قدیمی ژاپنی از ساختمان بازار برنج دوجیما در اوساکا، کنار رودخانه و قایق‌ها

اوساکا، قرن هجدهم. در محله دوجیما، کنار رودخانه، تاجرها از صبح زود جمع شده‌اند. کسی کیسه برنج همراه ندارد؛ آنچه دست‌به‌دست می‌شود برگه‌هایی است که حق برداشت برنج از انبارها را می‌دهد. یک خبر از باران بی‌موقع قیمت را بالا می‌برد و یک شایعه از محصول پربار، همه را به فروش وامی‌دارد.

گفته می‌شود تاجری به نام مونه‌هیسا هوما در همین بازار فهمید که قیمت، ردپای ترس و طمع آدم‌هاست و این ردپا را می‌شود خواند. روشی که به او نسبت می‌دهند، امروز با اسم کندل استیک روی گوشی شماست. اگر هنوز نمی‌دانید دقیقا کندل استیک چیست، این راهنما برای شما نوشته شده است.

تا آخر همین صفحه یاد می‌گیرید هر کندل را مثل یک گزارش کوتاه بخوانید: قیمت کجا باز شد، تا کجا رفت، کجا پس زده شد و کجا بسته شد. می‌فهمید تایم فریم چطور چهره یک بازار را عوض می‌کند، مهم‌ترین الگوهای کندل استیک را از دوجی و چکش تا الگوی پوشا و ستاره صبحگاهی می‌شناسید و از همه مهم‌تر، یاد می‌گیرید کی یک الگو ارزش جدی گرفتن دارد. نکته‌های مخصوص بورس تهران را هم می‌گوییم؛ چیزهایی که در کتاب‌های خارجی پیدا نمی‌کنید.

یک اشتباه هم هست که تقریبا همه تازه‌کارها در هفته‌های اول مرتکب می‌شوند. ربطی به حفظ کردن اسم الگوها ندارد و بیشتر به ساعت مربوط است تا به شکل کندل. آخر مقاله سراغش می‌رویم.

کندل استیک چیست؟ نموداری که از بازار برنج آمد

کندل استیک (Candlestick)، یا به فارسی نمودار شمعی، روشی برای نشان دادن قیمت است که حرکت آن در هر بازه زمانی را با یک شکل کوچک شبیه شمع می‌کشد. هر شمع چهار عدد را با هم نشان می‌دهد: قیمت باز شدن، بیشترین قیمت، کمترین قیمت و قیمت بسته شدن. شمع‌ها که کنار هم بنشینند، داستان بازار را روز به روز، یا حتی دقیقه به دقیقه، تعریف می‌کنند.

اسمش هم از همین شکل آمده است: قسمت پهن وسط شبیه بدنه شمع است و خط‌های باریک بالا و پایینش شبیه فتیله؛ خط‌هایی که در فارسی به آن‌ها سایه می‌گوییم.

ریشه ماجرا به ژاپن دوره ادو برمی‌گردد. آن روزها ثروت اربابان و حقوق سامورایی‌ها با برنج سنجیده می‌شد و اوساکا را «آشپزخانه کشور» می‌نامیدند. بازار برنج دوجیما آن‌قدر سازمان‌یافته بود که بسیاری آن را از نخستین بازارهای آتی جهان می‌دانند؛ گاهی هیچ برنجی جابه‌جا نمی‌شد و تاجرها فقط بر سر قیمت آینده توافق می‌کردند.

روایت مشهور، هوما را پدر این روش می‌داند. او از خانواده‌ای ثروتمند در شهر بندری ساکاتا بود و گفته می‌شود سال‌ها قیمت برنج را با دقت دنبال کرد و بیش از هر چیز به حال و هوای جمعیت توجه داشت. افسانه‌هایی درباره رشته‌ای طولانی از معامله‌های برنده‌اش هم نقل می‌شود که سندی پشتشان نیست؛ همین اول کار یاد بگیرید که به داستان‌های «همیشه برنده» در بازار شک کنید.

بعضی پژوهشگران هم معتقدند نمودار شمعی به شکل امروزی‌اش دیرتر، احتمالا در قرن نوزدهم، کامل شد. پس منصفانه‌تر است بگوییم این روش حاصل کار نسل‌ها تاجر ژاپنی است و هوما مشهورترین نام آن.

غرب تا چند دهه پیش تقریبا چیزی از این روش نمی‌دانست. در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990، استیو نیسون، تحلیلگر آمریکایی، با مقاله‌ها و کتابش نمودار شمعی را به معامله‌گرهای غربی شناساند و امروز کمتر پلتفرم معاملاتی‌ای پیدا می‌کنید که آن را نداشته باشد.

اما یک کندل دقیقا چه چیزی را نشان می‌دهد؟ برای جواب، باید یکی را از نزدیک بشکافیم.

اجزای کندل؛ چهار قیمت، یک بدنه و دو سایه

فرض کنید پدرتان هر روز قیمت سکه را در دفترچه‌ای یادداشت می‌کند، اما به‌جای یک عدد، چهار عدد: قیمت صبح، گران‌ترین لحظه روز، ارزان‌ترین لحظه روز و قیمت آخر وقت. هر صفحه این دفترچه یک کندل است و نمودار شمعی همین صفحه‌ها را پشت سر هم می‌چیند.

آن چهار عدد اسم‌های مشخصی دارند:

  • قیمت باز شدن (Open): اولین قیمتی که در آن بازه معامله شده است.
  • بیشترین قیمت یا سقف (High): بالاترین قیمتی که در آن بازه دیده شده است.
  • کمترین قیمت یا کف (Low): پایین‌ترین قیمت همان بازه.
  • قیمت بسته شدن (Close): آخرین قیمت بازه؛ عددی که بیشتر تحلیلگرها مهم‌ترین عدد کندل می‌دانند.

فاصله قیمت باز شدن تا بسته شدن، بدنه کندل را می‌سازد. اگر قیمت بالاتر از جایی که باز شده بسته شود، کندل صعودی است و اگر پایین‌تر بسته شود، نزولی. سایه بالا از بالای بدنه تا سقف کشیده می‌شود و سایه پایین از پایین بدنه تا کف؛ سایه‌ها می‌گویند قیمت تا کجا رفته و بعد برگشته است.

یک مثال با قیمت‌های فرضی: سهمی صبح با 2,000 ریال باز می‌شود، در طول روز تا 2,080 بالا و تا 1,960 پایین می‌رود و آخر وقت با 2,050 ریال بسته می‌شود. کندل این روز صعودی است؛ بدنه‌اش از 2,000 تا 2,050 است، سایه بالایش تا 2,080 و سایه پایینش تا 1,960. یعنی فروشنده‌ها در طول روز قیمت را تا 1,960 پایین بردند، اما خریدارها روز را با برتری تمام کردند، هرچند نه در سقف روز.

رنگ کندل‌ها؛ چرا یک بازار در هر پلتفرم رنگ دیگری دارد

در «خط» کندل صعودی به‌طور پیش‌فرض سبز است و کندل نزولی قرمز؛ رسمی که بیشتر پلتفرم‌های معاملاتی امروز دارند. اما این قانون جهانی نیست. در کتاب‌های قدیمی و چاپ سیاه‌وسفید، کندل صعودی را سفید یا توخالی و کندل نزولی را سیاه یا توپر می‌کشیدند و اسم «سه سرباز سفید» هم از همان نمودارها آمده است. در چین و چند بازار دیگر شرق آسیا رسم برعکس است: قرمز یعنی صعود و سبز یعنی نزول.

در «خط» رنگ بدنه، حاشیه و سایه کندل‌ها را می‌توانید از تنظیمات نمودار، بخش «نماد»، عوض کنید.

یک ظرافت هم هست که خیلی‌ها را گیج می‌کند: رنگ کندل از مقایسه قیمت بسته شدن با باز شدن همان بازه می‌آید، نه با قیمت روز قبل. پس ممکن است سهمی در دیده‌بان منفی باشد و کندل امروزش سبز؛ صبح پایین‌تر از دیروز باز شده و در طول روز بالا آمده، اما هنوز به قیمت دیروز نرسیده است. اگر بخواهید رنگ با قیمت روز قبل سنجیده شود، گزینه «رنگ‌آمیزی کندل‌ها بر اساس بسته‌شدن قبلی» در همان تنظیمات هست.

برای تمرین، نمودار روزانه فولاد را باز کنید و ده کندل آخر را یکی‌یکی بخوانید: کدام صعودی‌اند، کدام سایه بلند دارند و کدام تقریبا بدنه ندارند.

نمودار شمعی روزانه فولاد در خط با کندل‌های سبز و قرمز و سایه‌های بالا و پایین، بدون اندیکاتور
حدود 45 کندل روزانه فولاد در «خط»؛ هر بدنه سبز روزی است که سهم بالاتر از قیمت باز شدنش بسته شده، هر بدنه قرمز روزی که پایین‌تر بسته شده و خط‌های باریک بالا و پایین، سقف و کف همان روزند. خط‌های افقی کوتاه، روزهایی‌اند که همه معامله‌ها با یک قیمت انجام شده؛ در بورس تهران معمولا روزهای صف

حالا وقتش است از شکل عبور کنیم و ببینیم پشت هر کندل چه اتفاقی افتاده است.

هر کندل، گزارش یک نبرد میان خریداران و فروشندگان

یک مسابقه طناب‌کشی را تصور کنید: یک طرف خریدارها، طرف دیگر فروشنده‌ها و دستمال وسط طناب همان قیمت. کندل خلاصه این مسابقه در یک بازه زمانی است؛ دستمال از کجا شروع کرد، هر تیم تا کجا آن را کشید و وقتی سوت پایان زده شد، کجا بود.

بدنه می‌گوید چه کسی برنده شد. بدنه بلند سبز یعنی خریدارها از اول تا آخر دست بالا را داشتند و بدنه بلند قرمز یعنی فروشنده‌ها. بدنه کوچک یعنی بازی تقریبا مساوی تمام شده است؛ نه لزوما چون کسی تلاش نکرده، شاید چون هر دو تیم به یک اندازه زور زده‌اند.

سایه‌ها می‌گویند چه کسی حمله کرد و عقب رانده شد. سایه پایین بلند یعنی فروشنده‌ها قیمت را پایین بردند، اما در آن پایین خریدارهایی منتظر بودند که قیمت را برگرداندند؛ معامله‌گرها می‌گویند قیمت‌های پایین «رد شدند». سایه بالای بلند برعکس است: خریدارها قیمت را بالا بردند، ولی در آن بالا فروشنده‌ها قوی‌تر بودند.

یک چیز را اما هیچ کندلی نمی‌گوید: ترتیب اتفاق‌ها. کندلی که سایه بلند بالا و پایین دارد، ممکن است اول بالا رفته و بعد ریخته باشد، یا برعکس. کندل فقط چهار عدد را نگه می‌دارد، نه مسیر میان آن‌ها را؛ برای دیدن مسیر باید سراغ تایم فریم کوچک‌تر بروید.

کندل این را هم نمی‌گوید که چه کسی پشت معامله‌ها بوده یا چرا. کندل قرمز بلند ممکن است حاصل فروش چند سهام‌دار بزرگ باشد، یا هراس هزاران سهام‌دار کوچک بعد از یک شایعه. برای همین کنار کندل‌ها به حجم معاملات هم نگاه می‌کنیم؛ حجم می‌گوید در این نبرد چقدر سهم دست‌به‌دست شده است.

عبارت «تایم فریم کوچک‌تر» را در ذهن نگه دارید. هر کندل فقط برای بازه خودش حرف می‌زند و همین بازه، تصویر بازار را به‌کلی عوض می‌کند.

تایم فریم؛ یک بازار، چند تصویر متفاوت

تایم فریم (Timeframe) یعنی هر کندل چه مدت زمانی را خلاصه می‌کند: روی نمودار یک‌دقیقه‌ای یک دقیقه، روی نمودار روزانه یک روز و روی نمودار هفتگی یک هفته. در «خط»، بسته به نماد، از نمودار یک‌دقیقه‌ای و پنج‌دقیقه‌ای تا یک‌ساعته، چهارساعته، روزانه، هفتگی و ماهانه در دسترس است.

تایم فریم مثل نقشه شهر است. از نزدیک کوچه‌ها و پیچ‌وخم‌ها را می‌بینید و از دور فقط بزرگراه‌ها پیداست. روز پرنوسانی که روی نمودار پنج‌دقیقه‌ای پر از کندل‌های بلند سبز و قرمز است، روی نمودار روزانه ممکن است فقط یک کندل کوچک با دو سایه بلند باشد.

کندل بزرگ‌تر هم از به هم چسباندن کندل‌های کوچک‌تر ساخته می‌شود: باز شدنش باز شدن اولین کندل کوچک است، بسته شدنش بسته شدن آخرین کندل، سقفش بالاترین سقف و کفش پایین‌ترین کف میان آن‌ها. کندل هفتگی یک سهم یعنی معامله‌های شنبه تا چهارشنبه در یک شمع. نتیجه جالبش این است که کندل چکشی روی نمودار روزانه، روی نمودار یک‌ساعته همان ریزش چندساعته و برگشت بعد از آن است.

تایم فریمهر کندل یعنیبیشتر به کار چه کسی می‌آید
1 و 5 دقیقهچند دقیقه معاملهمعامله‌گرهای بسیار کوتاه‌مدت؛ پر از نوسان‌های بی‌معنا
1 و 4 ساعتهچند ساعت معاملهنوسان‌گیرهای چندروزه، به‌خصوص در طلا و فارکس
روزانهیک روز معاملاتیرایج‌ترین انتخاب در بورس تهران؛ بهترین نقطه شروع
هفتگی و ماهانهیک هفته یا یک ماهدیدن روند بزرگ و سرمایه‌گذاری بلندمدت

یک قاعده سرانگشتی هم به خاطر بسپارید: هرچه تایم فریم بزرگ‌تر باشد، پشت هر کندل معامله‌های بیشتری هست و الگوهایش معمولا وزن بیشتری دارند. خیلی از معامله‌گرها جهت کلی را در تایم فریم بزرگ‌تر پیدا می‌کنند و برای زمان ورود سراغ تایم فریم کوچک‌تر می‌روند. در «خط» می‌توانید چند نمودار را کنار هم بچینید و هر کدام را روی یک تایم فریم بگذارید.

بازار سهام تهران فقط چند ساعت از روز باز است، پس کندل روزانه یک سهم خلاصه همان چند ساعت است. در «خط» کندل ماهانه سهم‌ها هم با ماه شمسی بسته می‌شود؛ کندل فروردین واقعا فروردین است، نه تکه‌ای از مارس و آوریل. انس طلا اما در روزهای کاری تقریبا شبانه‌روز معامله می‌شود و هر روز حدود شش کندل چهارساعته می‌سازد.

برای دیدن این تفاوت، نمودار انس طلا را باز کنید و تایم فریم را از روزانه به چهارساعته و بعد یک‌ساعته ببرید؛ بازار همان است، اما هر بار داستان کمی متفاوتی می‌شنوید. اگر هنوز با بازار جهانی ارز و طلا آشنا نیستید، راهنمای فارکس از صفر را هم بخوانید.

نمودار شمعی چهارساعته انس طلا (XAUUSD) در خط، بدون اندیکاتور
کندل‌های چهارساعته انس طلا در «خط»؛ چون این بازار در روزهای کاری تقریبا تعطیل نمی‌شود، هر کندل معمولا همان‌جایی باز می‌شود که کندل قبلی بسته شده و فاصله بزرگ میان کندل‌ها بیشتر بعد از تعطیلی آخر هفته پیدا می‌شود

حالا می‌دانید هر کندل چه می‌گوید و درباره چه بازه‌ای. وقت آشنایی با شخصیت‌های معروف این نمودار است.

الگوهای کندل استیک تک‌کندلی؛ دوجی، چکش، ستاره دنباله‌دار و دیگران

معامله‌گرها از قدیم برای بعضی شکل‌های آشنا اسم گذاشته‌اند. اسم‌ها را یاد بگیرید، ولی بدانید شکل فقط نصف ماجراست؛ همان شکلی که یک جا هشدار جدی است، جای دیگر هیچ معنایی ندارد.

کندل دوجی؛ وقتی هیچ‌کس برنده نیست

کندل دوجی (Doji) کندلی است که قیمت باز و بسته شدنش برابر یا تقریبا برابر است و بدنه‌اش در حد یک خط افقی است. پیامش بلاتکلیفی است: هر دو طرف زورشان را زدند، اما قیمت همان‌جا ماند که شروع کرده بود.

دوجی سنجاقک سایه پایین بلند دارد و تقریبا بدون سایه بالاست؛ فروشنده‌ها قیمت را پایین بردند و خریدارها آن را تا نقطه شروع برگرداندند. دوجی سنگ قبر برعکس است و سایه بالای بلند دارد و دوجی پایه‌بلند در هر دو طرف سایه بلند دارد؛ روزی پرکشمکش که به هیچ‌جا نرسید.

دوجی بعد از یک روند طولانی یا روی یک سطح مهم می‌تواند نشانه خستگی روند باشد؛ در بازاری که درجا می‌زند، حرف تازه‌ای ندارد. دوجی بی‌سایه‌ای را هم که در بورس تهران زیاد دیده می‌شود، جلوتر توضیح می‌دهیم.

کندل چکشی و مرد آویزان؛ یک شکل، دو معنا

کندل چکشی (Hammer) بدنه کوچکی در بالای کندل دارد، سایه پایینی دست‌کم دو برابر بدنه و سایه بالای خیلی کوتاه یا هیچ؛ شبیه چکشی با دسته رو به پایین. اگر بعد از یک ریزش ظاهر شود، یعنی فروشنده‌ها یک بار دیگر قیمت را پایین بردند، اما این بار خریدارها با قدرت برگشتند و تقریبا همه ریزش را جبران کردند.

با عددهای فرضی: سهمی در حال ریزش با 1,000 ریال باز می‌شود، تا 960 پایین می‌رود، با 1,004 ریال بسته می‌شود و سقف روزش 1,008 است؛ بدنه 4 ریال، سایه پایین 40 ریال و سایه بالا 4 ریال. یک چکش کلاسیک.

همین شکل بعد از یک رشد طولانی، مرد آویزان (Hanging Man) نام دارد: فروشنده‌ها در میانه روند صعودی یک بار توانستند قیمت را محکم پایین بکشند و شاید کنترل بازار در حال جابه‌جا شدن است. مرد آویزان بیشتر از چکش به تایید نیاز دارد؛ کندل بعدی باید پایین‌تر بسته شود.

چکش معکوس و ستاره دنباله‌دار

حالا چکش را وارونه کنید: بدنه کوچک در پایین و سایه بالای بلند، دست‌کم دو برابر بدنه. این شکل بعد از یک رشد، ستاره دنباله‌دار (Shooting Star) نام دارد؛ خریدارها قیمت را بالا بردند، اما فروشنده‌ها همه رشد را پس گرفتند. از شناخته‌شده‌ترین هشدارهای پایان رشد است.

همین شکل بعد از یک ریزش، چکش معکوس (Inverted Hammer) است؛ پیامی ضعیف‌تر که می‌گوید خریدارها هنوز در میدان‌اند، هرچند نتوانستند قیمت بالا را نگه دارند. چکش معکوس تقریبا همیشه به تایید کندل بعدی نیاز دارد.

ماروبوزو؛ کندل بی‌سایه

ماروبوزو (Marubozu) در ژاپنی یعنی سر تراشیده؛ کندلی بی‌سایه، یا با سایه‌هایی که به چشم نمی‌آید. ماروبوزوی سبز در کف بازه باز شده و در سقف بسته شده و ماروبوزوی قرمز برعکس؛ یعنی یک طرف از اولین تا آخرین لحظه کنترل را داشته است.

ماروبوزو بیشتر نشانه قدرت است تا برگشت؛ هرچند در بورس تهران خیلی از کندل‌های بی‌سایه حاصل صف‌اند، نه قدرت آزادانه یک طرف.

فرفره؛ بدنه کوچک و دو سایه

فرفره (Spinning Top) بدنه کوچکی در وسط دارد و سایه‌هایی در دو طرف که از بدنه بلندترند؛ شبیه دوجی، فقط با کمی فاصله میان باز و بسته شدن. فرفره به‌تنهایی سیگنال خرید یا فروش نیست؛ چراغ زردی است که می‌گوید روند قبلی دارد نفس کم می‌آورد.

تک‌کندلی‌ها مثل یک جمله‌اند. اما بازار معمولا حرف مهمش را در دو یا سه جمله پشت سر هم می‌زند.

الگوهای دوکندلی و سه‌کندلی؛ از الگوی پوشا تا ستاره صبحگاهی

الگوی پوشا؛ وقتی یک کندل، کندل قبلی را می‌بلعد

الگوی پوشا (Engulfing) دو کندل با رنگ مخالف است که بدنه دومی، بدنه اولی را کامل در بر می‌گیرد. در پوشای صعودی، بعد از یک ریزش، کندلی قرمز می‌آید و بعد کندلی سبز که پایین‌تر یا هم‌سطح بسته شدن قبلی باز می‌شود و بالاتر از باز شدن آن بسته می‌شود؛ خریدارها نه فقط ضرر دیروز را جبران کرده‌اند، که یک قدم هم جلوتر رفته‌اند.

پوشای نزولی قرینه آن بعد از یک رشد است. هرچه کندل دوم بلندتر و حجمش بیشتر باشد، تغییر کنترل بازار روشن‌تر دیده می‌شود.

هارامی؛ کندلی که در دل کندل قبلی جا می‌شود

هارامی (Harami) در ژاپنی یعنی باردار: کندل اول بلند است و بدنه کندل دوم کامل داخل بدنه اولی جا می‌شود. هارامی صعودی بعد از ریزش می‌آید، با کندل قرمز بلند و بعد کندل کوچکی که معمولا سبز است. پیامش آرام‌تر از پوشاست؛ فشار فروش کم شده، نه اینکه خریدارها برنده شده باشند. هارامی نزولی همین الگو بعد از رشد است و اگر کندل دوم دوجی باشد، هارامی کراس نام دارد.

خط نفوذی و ابر سیاه

خط نفوذی (Piercing Line) بعد از ریزش می‌آید: کندل قرمز بلند و بعد کندلی که پایین‌تر باز می‌شود، اما سبز و بالاتر از وسط بدنه قرمز بسته می‌شود، هرچند به بالای آن نمی‌رسد. ابر سیاه (Dark Cloud Cover) قرینه آن بعد از رشد است: کندل سبز بلند و بعد کندلی که بالاتر باز می‌شود، ولی قرمز و پایین‌تر از وسط بدنه سبز بسته می‌شود، هرچند به پایین آن نمی‌رسد؛ مثل ابری که روی آفتاب را می‌گیرد.

در تعریف کلاسیک، کندل دوم این دو الگو با گپ، یعنی با فاصله از کندل قبلی، باز می‌شود. در بورس تهران چنین گپ‌هایی پیدا می‌شود، اما در بازاری مثل طلا یا یورو به دلار که در روزهای کاری تقریبا تعطیل نمی‌شود، کمتر پیش می‌آید؛ آنجا معامله‌گرها بیشتر به محل بسته شدن کندل دوم نگاه می‌کنند.

انبرک سقف و کف

انبرک (Tweezers) دو کندل پشت سر هم با سقف یا کف تقریبا یکسان است: انبرک سقف بعد از رشد، وقتی قیمت دو بار از یک سقف پس زده می‌شود، و انبرک کف بعد از ریزش، وقتی انگار کسی در یک قیمت ایستاده و دو بار جلوی ریزش را می‌گیرد. اگر یکی از دو کندل خودش هم شکل معناداری داشته باشد، مثلا ستاره دنباله‌دار، الگو وزن بیشتری پیدا می‌کند.

ستاره صبحگاهی و ستاره عصرگاهی

ستاره صبحگاهی (Morning Star) سه کندل دارد: بعد از ریزش، اول کندل قرمز بلندی می‌آید، بعد کندل کوچکی پایین‌تر از بدنه آن که رنگش مهم نیست و همان «ستاره» است، و آخر کندل سبز بلندی که تا عمق بدنه کندل اول، معمولا بالاتر از وسط آن، بالا می‌رود. فروشنده‌ها قوی بودند، مکث کردند و بعد خریدارها میدان را گرفتند. اسمش از ستاره صبح آمده؛ نوری که پیش از طلوع آفتاب در آسمان پیدا می‌شود.

ستاره عصرگاهی (Evening Star) قرینه همین الگو بعد از رشد است و اگر کندل وسطی دوجی باشد، الگو را ستاره صبحگاهی یا عصرگاهی دوجی می‌نامند.

سه سرباز سفید و سه کلاغ سیاه

سه سرباز سفید (Three White Soldiers) سه کندل صعودی بلند پشت سر هم است که هر کدام داخل بدنه قبلی یا نزدیک آن باز می‌شود و نزدیک سقف خودش بسته می‌شود؛ خریدارها چند کندل پشت سر هم با قدرت جلو آمده‌اند. سه کلاغ سیاه (Three Black Crows) قرینه آن است، معمولا بعد از یک رشد طولانی. اگر بدنه سربازها کندل به کندل کوچک‌تر و سایه‌های بالایشان بلندتر شود، سربازها خسته‌اند.

حالا شکل‌ها را می‌شناسید. اما در تعریف تقریبا همه این الگوها عبارتی مثل «بعد از ریزش» یا «بعد از رشد» بود و آن عبارت، از خود شکل مهم‌تر است.

زمینه، مهم‌تر از خود الگوست

اگر از این راهنما فقط یک بخش را به خاطر بسپارید، این بخش باشد.

شمعی آب‌شده در یک بشقاب کوچک که شعله و فتیله‌اش در تاریکی می‌درخشد
شعله یک شمع در روز روشن به چشم نمی‌آید و در تاریکی راه را نشان می‌دهد؛ الگوی کندلی هم تنها وقتی حرفی برای گفتن دارد که در جای درستی نشسته باشد

فرض کنید سارا و رضا هر دو روی نمودار روزانه یک سهم، کندل چکشی می‌بینند. چکش سارا بعد از سه هفته ریزش، درست روی ناحیه‌ای شکل گرفته که قیمت پیش‌تر دو بار از آن برگشته است و حجم معامله آن روز هم از میانگین روزهای اخیر بیشتر است. چکش رضا وسط یک بازار بی‌روند است؛ قیمت یک ماه است بالا و پایین می‌رود و این کندل هیچ سطح مهمی را لمس نکرده است.

شکل هر دو کندل یکی است، اما فقط یکی حرفی برای گفتن دارد. پیش از اینکه به یک الگو اعتماد کنید، این پنج سوال را از خودتان بپرسید:

  1. کجا شکل گرفته است؟ الگوی برگشتی روی یک حمایت یا مقاومت مهم، یا نزدیک سقف و کف قبلی، وزن بیشتری دارد. وسط راه، معمولا فقط یک شکل است.
  2. قبلش چه روندی بوده است؟ الگوی برگشتی برای برگشتن به یک روند نیاز دارد؛ چکشی که بعد از ریزش نیامده، چکش به معنای واقعی نیست.
  3. حجم معامله چه می‌گوید؟ کندل برگشتی با حجم بالاتر از معمول یعنی پول بیشتری پشت آن تصمیم بوده است.
  4. کندل بعدی تاییدش کرده است؟ بعد از چکش، کندلی که بالاتر از آن بسته شود تایید است و بعد از ستاره دنباله‌دار، کندلی که پایین‌تر بسته شود.
  5. تایم فریم بزرگ‌تر موافق است؟ چکش روزانه‌ای که خلاف روند هفتگی است، باید با احتیاط بیشتری خوانده شود.

اگر با حمایت، مقاومت و روند هنوز راحت نیستید، مطلب فواید تحلیل تکنیکال این مفاهیم را با مثال توضیح داده است.

یک چیز را هم صادقانه بگوییم: هیچ الگوی کندلی آینده را تضمین نمی‌کند. الگوها احتمال را کمی به نفع یک طرف جابه‌جا می‌کنند، نه بیشتر. اگر جایی خواندید که فلان الگو «تقریبا همیشه جواب می‌دهد»، بدانید چنین چیزی وجود ندارد؛ نتیجه هر الگو به بازار، تایم فریم و زمینه‌اش بستگی دارد و بهترین الگوها هم بارها شکست می‌خورند.

خبر خوب این است که الگوها جای حد ضرر را هم نشان می‌دهند. اگر با یک چکش وارد شده‌اید، کمی پایین‌تر از کف چکش جای منطقی حد ضرر است؛ اگر قیمت به زیر آن برسد، داستانی که الگو تعریف می‌کرد باطل شده است. با فاصله روشن تا حد ضرر، حجم معامله را می‌شود طوری حساب کرد که هر اشتباه فقط درصد کوچکی از سرمایه را ببرد؛ روشش را در محاسبه حجم معامله با درصد ریسک قدم‌به‌قدم گفته‌ایم.

این‌ها درباره هر بازاری صدق می‌کند. اما بورس تهران قاعده‌هایی دارد که شکل کندل‌ها را عوض می‌کند و اگر آن‌ها را ندانید، الگوهایی می‌بینید که وجود ندارند.

نمودار شمعی در بورس تهران؛ دامنه نوسان، صف و قیمت تعدیل‌شده

کتاب‌های کندل استیک برای بازارهایی نوشته شده‌اند که قیمت در آن‌ها آزادانه بالا و پایین می‌رود. در بورس تهران چند قاعده مستقیم روی شکل کندل‌ها اثر می‌گذارد. اگر هنوز با مفاهیمی مثل صف و دامنه نوسان آشنا نیستید، اول آموزش بورس از صفر را بخوانید و بعد برگردید.

دامنه نوسان. قیمت هر سهم در یک روز فقط تا سقف و کف مشخصی نسبت به قیمت روز قبل تغییر می‌کند و درصد این دامنه در دوره‌های مختلف عوض شده است. پس کندل روزانه از اندازه معینی بلندتر نمی‌شود و حرکتی که در یک بازار آزاد شاید در یک کندل بلند تمام می‌شد، اینجا در چند کندل پشت سر هم با اندازه‌های تقریبا برابر پخش می‌شود. «کندل بلند» در بورس تهران را با معیار خود همین بازار بسنجید، نه با تصویر کتاب‌ها.

صف خرید و صف فروش. وقتی قیمت به سقف دامنه برسد و خریدار بیشتر از فروشنده باشد، صف خرید تشکیل می‌شود و معامله‌ها فقط در قیمت سقف انجام می‌شوند. کندل روزی که سهم در صف خرید بسته شده، سایه بالا ندارد؛ و اگر سهم از اول تا آخر روز در صف بماند، باز و بسته شدن و سقف و کف همه یکی می‌شوند و کندل به یک خط افقی کوتاه تبدیل می‌شود. صف فروش در کف دامنه همین کندل‌ها را در جهت مخالف می‌سازد.

این کندل‌ها حاصل یک نبرد آزاد نیستند؛ حاصل سقف و کفی‌اند که قانون گذاشته است. کندل سبز بی‌سایه روز صف خرید شبیه ماروبوزوست، اما معنایش این است که خریدارها می‌خواستند بالاتر بروند و قانون اجازه نداد. حجم کم در صف خرید هم یعنی فروشنده کم بوده، نه اینکه خریدار علاقه‌ای نداشته است.

یک نکته برای کاربرهای «خط»: کندلی که قیمت باز و بسته شدنش دقیقا یکی است، در «خط» به رنگ کندل صعودی کشیده می‌شود. پس اگر روزی که سهم تمام وقت در صف فروش بوده، خط کوتاه سبزی دیدید، آن را با یک روز خوب اشتباه نگیرید؛ به جای رنگ، ببینید خط کجای نمودار نشسته و درصد تغییر آن روز چقدر بوده است.

آخرین معامله یا قیمت پایانی. در بورس تهران برای هر روز دو قیمت شنیده می‌شود: قیمت آخرین معامله و قیمت پایانی، که میانگینی وزنی از معامله‌های روز است و قاعده حجم مبنا هم رویش اثر می‌گذارد. در «خط» قیمت بسته شدن کندل روزانه، آخرین معامله روز است؛ همان چیزی که با تعریف کندل جور درمی‌آید. اگر کندل یک روز را جای دیگری کمی متفاوت دیدید، احتمالا آنجا قیمت پایانی را مبنا گرفته‌اند.

توقف نماد. روزی که نماد معامله نشده، کندلی هم ندارد. بعد از یک توقف طولانی، اولین کندل ممکن است با فاصله زیادی از قیمت قبلی باز شود؛ این فاصله را با شکست یا الگوی برگشتی اشتباه نگیرید.

قیمت تعدیل‌شده. بعد از افزایش سرمایه یا تقسیم سود نقدی، قیمت سهم یک‌باره پایین می‌آید، بدون اینکه ارزش دارایی سهام‌دار کم شده باشد. روی نمودار خام، این افت شبیه یک کندل قرمز بزرگ یا گپ نزولی ترسناک است و می‌تواند پوشای نزولی یا ماروبوزوی قرمز را از هیچ بسازد. نمودار تعدیل‌شده این پرش‌ها را از قیمت‌های گذشته حذف می‌کند و در «خط» به‌طور پیش‌فرض روشن است؛ چرایی و روش حسابش را در مطلب قیمت تعدیل‌شده سهام گفته‌ایم.

همه نمادهای بورس و فرابورس را در چارت بورس پیدا می‌کنید؛ نمودار روزانه چند سهم پرمعامله را باز کنید، روزهای صف را پیدا کنید و ببینید کندل‌های بعد از صف چه شکلی داشته‌اند.

خواندن این‌ها یک چیز است و دیدنشان در لحظه، چیزی دیگر؛ خوشبختانه می‌شود این را بدون به خطر انداختن حتی یک ریال تمرین کرد.

آموزش کندل استیک با تمرین؛ کندل‌ها را یکی‌یکی جلو بیاورید

بیشتر آدم‌ها کندل‌خوانی را با نگاه کردن به نمودارهای گذشته یاد می‌گیرند. مشکل اینجاست که روی نمودار گذشته، نتیجه را هم می‌بینید. هر چکشی که بعدش رشد آمده در ذهن می‌ماند و چکش‌هایی که بعدشان ریزش ادامه پیدا کرده فراموش می‌شوند؛ ذهن ما در به خاطر سپردن الگوهای موفق استاد است.

راه درست این است که آینده را پنهان کنید. با بک تست با بازپخش کندل در «خط»، نمودار را به یک تاریخ دلخواه در گذشته برمی‌گردانید، کندل‌های بعد از آن پنهان می‌شوند و با هر قدم فقط یک کندل تازه رو می‌شود؛ درست مثل بازار زنده. در همان بازپخش می‌توانید معامله تمرینی هم باز کنید، با حد ضرر و حد سود و بدون پول واقعی.

یک برنامه ساده برای دو هفته اول: یک نماد و یک تایم فریم انتخاب کنید، مثلا نمودار روزانه فولاد یا چهارساعته طلا، و تا آخر تمرین عوضش نکنید. هر بار الگویی دیدید، پیش از رفتن به کندل بعد، در دفترچه‌ای بنویسید اسم الگو چیست، کجای نمودار است، حجم چه می‌گوید و چه انتظاری دارید؛ بعد چند کندل جلو بروید و نتیجه را کنارش بنویسید. بعد از 30 تا 50 الگو، دفترچه را بخوانید و ببینید کدام الگوها در کدام جای نمودار بهتر کار کرده‌اند.

چرتکه چوبی ژاپنی، معروف به سوروبان، با ردیف‌های مهره چوبی تیره
تاجران ژاپن دوره ادو حساب معامله‌هایشان را با چرتکه نگه می‌داشتند؛ کندل‌خوانی هم بدون شمردن به جایی نمی‌رسد، چون تا ننویسید هر الگو چند بار جواب داد و چند بار نه، فقط حس دارید و نه شناخت

یک خودآزمایی کوتاه: اسم این سه کندل را بگویید.

  1. بعد از ده روز ریزش، کندلی با بدنه کوچک در بالا، سایه پایینی سه برابر بدنه و تقریبا بدون سایه بالا.
  2. بعد از یک رشد طولانی، کندلی سبز و فردایش کندلی قرمز که بالاتر از بسته شدن آن باز می‌شود و پایین‌تر از باز شدنش بسته می‌شود.
  3. کندلی که قیمت باز و بسته شدنش یکی است و سایه بالای بلندی دارد، بدون سایه پایین.

جواب‌ها: اولی چکش است، دومی پوشای نزولی و سومی دوجی سنگ قبر. اگر هر سه را درست گفتید، شکل‌ها را یاد گرفته‌اید. سخت‌ترین بخش اما دانستن این است که کی به آن‌ها عمل نکنید؛ و همین ما را به اشتباهی می‌رساند که اول مقاله قولش را دادیم.

اشتباهی که تقریبا همه تازه‌کارها مرتکب می‌شوند

اشتباه بزرگ این است: قضاوت درباره کندلی که هنوز بسته نشده.

داستانش معمولا این شکلی است. ساعت 11 صبح است و سهمی که چند هفته ریخته، از کف روز برگشته و روی نمودار روزانه یک چکش زیبا پیدا شده است. تازه‌کار ذوق می‌کند و می‌خرد. اما در ساعت آخر فروشنده‌ها برمی‌گردند و کندل آخر وقت به یک کندل قرمز بلند تبدیل می‌شود؛ درست برعکس چیزی که او دیده بود.

کندلی که بسته نشده، هنوز کندل نیست؛ پیش‌نویس است و همه تعریف‌های این راهنما درباره کندل بسته‌شده‌اند. در تایم فریم‌های بزرگ این اشتباه گران‌تر هم تمام می‌شود: کندل هفتگی سهم‌ها تا پایان معاملات چهارشنبه کامل نیست و چکشی که دوشنبه روی نمودار هفتگی دیده‌اید، ممکن است تا آخر هفته اثری از آن نماند.

این همان اشتباهی بود که گفتیم بیشتر به ساعت ربط دارد تا به شکل کندل. درمانش ساده است، هرچند حوصله می‌خواهد: تا بسته شدن کندل صبر کنید. در «خط» زیر برچسب آخرین قیمت، روی ستون قیمت، زمان باقی‌مانده تا بسته شدن کندل را می‌بینید؛ اگر هنوز چند ساعت مانده، الگو هنوز وجود ندارد. شاید کمی از حرکت را از دست بدهید، ولی جلوی خیلی از ورودهای اشتباه را می‌گیرید.

چند اشتباه رایج دیگر هم هست:

دیدن الگو همه‌جا. وقتی اسم الگوها را تازه یاد گرفته‌اید، هر کندلی شبیه یکی از آن‌هاست. الگویی که در جای مهمی نیست، فقط یک شکل است.

حفظ کردن اسم‌ها به جای فهمیدن نبرد. کسی که بفهمد سایه بلند یعنی رد شدن قیمت و بدنه بلند یعنی تسلط یک طرف، کندل‌های بی‌نام را هم می‌خواند.

کار با نمودار خام در بورس تهران. نمودار تعدیل‌نشده بعد از هر افزایش سرمایه و سود نقدی، الگوهای ساختگی می‌سازد.

معامله بدون حد ضرر. هر الگویی ممکن است شکست بخورد و کسی که حد ضرر ندارد، با یک شکست بزرگ می‌تواند بخش زیادی از سرمایه‌اش را از دست بدهد.

باور به عددهای جادویی. هیچ الگویی درصد موفقیت ثابت و همیشگی ندارد. کسی که خلافش را با اطمینان می‌گوید، احتمالا چیزی برای فروختن دارد.

اگر فقط از اشتباه اول دوری کنید، از بخش بزرگی از تازه‌کارها جلوترید.

جمع‌بندی: کندل استیک چیست و چه نیست

کندل استیک روشی برای دیدن قیمت است که هر بازه زمانی را در چهار عدد خلاصه می‌کند: باز شدن، سقف، کف و بسته شدن. بدنه می‌گوید چه کسی برنده شد و سایه‌ها می‌گویند کدام طرف حمله کرد و عقب نشست. تایم فریم تعیین می‌کند این داستان درباره چند دقیقه است یا چند هفته، و الگوها اسم‌هایی‌اند که معامله‌گرها روی شکل‌های تکراری گذاشته‌اند.

اما کندل استیک پیشگو نیست. همان شکلی که روی یک حمایت مهم پیام دارد، وسط یک بازار بی‌روند فقط یک شکل است؛ زمینه، حجم و تایید کندل بعدی فرق میان نشانه و تصادف را می‌سازند. در بورس تهران هم دامنه نوسان، صف‌ها و تعدیل قیمت را همیشه در ذهن داشته باشید.

تاجرهای دوجیما گوشی نداشتند؛ چیزی که داشتند حوصله بود. شما همان مسیر را خیلی سریع‌تر می‌توانید بروید. امروز نمودار روزانه یک سهم را باز کنید و ده کندل آخرش را بخوانید. این هفته با بازپخش کندل، دست‌کم 30 الگو را روی گذشته ثبت کنید. و تا وقتی دفترچه‌تان نشان نداده چه چیزی برای شما کار می‌کند، با پول واقعی عجله نکنید.

این مطلب فقط جنبه آموزشی دارد و توصیه خرید، فروش یا سرمایه‌گذاری نیست. الگوهای کندلی احتمال را نشان می‌دهند، نه قطعیت را، و معامله در بازارهای مالی می‌تواند به از دست رفتن بخشی یا همه سرمایه منجر شود. هر تصمیم مالی و پیامدش بر عهده خود شماست.

سوالات متداول درباره کندل استیک

کندل استیک چیست به زبان ساده؟

کندل استیک یا نمودار شمعی، حرکت قیمت در هر بازه زمانی را با یک شمع کوچک نشان می‌دهد. بدنه شمع فاصله قیمت باز و بسته شدن است و سایه‌ها بیشترین و کمترین قیمت آن بازه را نشان می‌دهند. رنگ بدنه هم می‌گوید قیمت در آن بازه بالا رفته یا پایین آمده است.

مهم‌ترین الگوی کندل استیک کدام است؟

الگوی «مهم‌ترین» وجود ندارد. پوشا، چکش، ستاره دنباله‌دار و ستاره صبحگاهی پرکاربردترند، اما ارزش هر کدام به جایی بستگی دارد که در آن شکل گرفته است. الگوی ساده‌ای روی یک حمایت مهم و با حجم بالا، از الگوی پیچیده‌ای وسط بازار بی‌روند ارزشمندتر است.

آیا کندل دوجی همیشه نشانه برگشت روند است؟

نه. دوجی فقط می‌گوید در آن بازه هیچ طرفی برنده نشده است. بعد از یک روند طولانی یا روی یک سطح مهم می‌تواند نشانه خستگی روند باشد، اما در بازاری که درجا می‌زند کندل معمولی است؛ برای تصمیم، منتظر کندل بعدی بمانید.

فرق کندل چکشی با مرد آویزان چیست؟

شکل هر دو یکی است: بدنه کوچک در بالا و سایه پایین بلند. چکش بعد از ریزش می‌آید و احتمال برگشت به بالا را مطرح می‌کند. مرد آویزان بعد از رشد می‌آید و هشداری درباره ضعف خریدارهاست که به تایید کندل بعدی نیاز دارد.

برای آموزش کندل استیک از کدام تایم فریم شروع کنیم؟

برای بیشتر تازه‌کارها نمودار روزانه بهترین شروع است؛ نوسان‌های بی‌معنای تایم فریم‌های کوچک را ندارد و فرصت فکر کردن می‌دهد. بعد از آن، نمودار هفتگی را برای دیدن روند بزرگ و نمودارهای ساعتی را برای جزئیات اضافه کنید.

آیا الگوهای کندل استیک در بورس تهران هم کار می‌کنند؟

منطق کندل‌ها در هر بازاری که خریدار و فروشنده دارد یکی است. اما در بورس تهران دامنه نوسان اندازه کندل‌ها را محدود می‌کند، صف‌ها کندل‌های بی‌سایه می‌سازند و نمودار تعدیل‌نشده بعد از مجمع الگوهای ساختگی نشان می‌دهد. با در نظر گرفتن این‌ها و روی نمادهای پرمعامله، کندل‌خوانی آنجا هم ابزار مفیدی است.

نمودار شمعی بهتر است یا نمودار خطی؟

نمودار خطی فقط قیمت‌های بسته شدن را به هم وصل می‌کند و برای دیدن روند کلی ساده و تمیز است. نمودار شمعی باز شدن، سقف و کف هر بازه را هم نشان می‌دهد؛ یعنی نبرد درون هر بازه را. در «خط» از منوی «نوع نمودار» می‌توانید بین شمعی توپر، شمعی توخالی، میله‌ای و سطحی جابه‌جا شوید.

آنچه خواندید را روی چارت امتحان کنید

نمودار همهٔ نمادهای بورس تهران و فارکس، با بیش از 100 اندیکاتور، بازپخش کندل و معاملهٔ تمرینی؛ رایگان و بدون نصب.

ورود به نمودار