پرش به محتوا
وبلاگ خط

فارکس چیست؟ راهنمای کامل بازار فارکس از صفر، به زبان ساده

فارکس چیست و چطور کار می‌کند؟ جفت ارز، پیپ، لات، اهرم، ساعت‌های بازار، تحلیل و مدیریت ریسک؛ راهنمای کامل و صادقانه شروع فارکس، از صفر و به زبان ساده.

تیم خط26 دقیقه مطالعه
اسکناس‌های چند کشور، از دلار آمریکا و روپیه هند تا ریال و دینار، روی صفحه‌کلید یک لپ‌تاپ

فرض کنید رضا برای اولین بار به استانبول سفر می‌کند. در فرودگاه جلوی باجه صرافی می‌ایستد تا چند صد دلار را به لیر تبدیل کند. روی تابلو کنار هر ارز دو عدد نوشته شده است: یکی برای خرید، یکی برای فروش. رضا کمی گیج می‌شود که چرا دو عدد؟ بعد پولش را می‌دهد، لیرها را می‌گیرد و دنبال تاکسی می‌رود.

رضا خبر ندارد، ولی همین حالا وارد بزرگ‌ترین بازار مالی جهان شده است؛ بازاری به اسم فارکس. اگر شما هم مثل خیلی‌ها هنوز دقیق نمی‌دانید فارکس چیست، جای درستی آمده‌اید.

کاری که رضا با چند صد دلار کرد، هر روز بانک‌ها، شرکت‌ها و میلیون‌ها معامله‌گر با هزاران میلیارد دلار انجام می‌دهند. احتمالا اسم این بازار را در گروه‌های تلگرامی، تبلیغ‌های «درآمد دلاری از خانه» یا از زبان یک دوست شنیده‌اید. این راهنما نوشته شده تا بعد از خواندنش، تصویری روشن و بی‌اغراق از آن داشته باشید؛ نه ترسناک‌تر از واقعیت، نه رویایی‌تر.

تا آخر همین صفحه یاد می‌گیرید قیمت در فارکس چطور خوانده می‌شود، پیپ و لات و اهرم چه معنایی دارند، بازار کی باز است، چه چیزی نرخ ارزها را بالا و پایین می‌برد و چطور می‌شود قدم اول را بدون سوزاندن سرمایه برداشت. یک اشتباه هم هست که تقریبا همه تازه‌کارها در همان ماه‌های اول مرتکب می‌شوند و بیشتر حساب‌های تازه را همان از پا درمی‌آورد. آخر مقاله سراغش می‌رویم؛ هرچند احتمالا تا آن موقع خودتان حدسش زده‌اید.

فارکس چیست؟ تعریف ساده و بدون پیچیدگی

فارکس (Forex) کوتاه‌شده عبارت Foreign Exchange است، یعنی «مبادله ارز خارجی». به زبان ساده، فارکس بازاری است که در آن یک ارز با ارز دیگر معاوضه می‌شود: دلار با یورو، یورو با ین، پوند با دلار و همین‌طور الی آخر. قیمتی که در این بازار شکل می‌گیرد همان «نرخ برابری» است؛ یعنی هر واحد از یک ارز، چند واحد از ارز دیگر می‌ارزد.

اولین چیزی که فارکس را از بورس تهران جدا می‌کند این است که ساختمان یا تالار مرکزی ندارد. جایی نیست که همه سفارش‌ها در آن جمع شوند. فارکس شبکه‌ای از بانک‌ها، موسسه‌های مالی و کارگزارهاست که در سراسر دنیا به هم وصل‌اند و مستقیم با هم معامله می‌کنند. به این مدل، بازار خارج از بورس یا OTC می‌گویند.

اندازه این بازار هم واقعا عجیب است. طبق آخرین گزارش‌های سه‌ساله بانک تسویه بین‌المللی (BIS)، حجم معاملات روزانه بازار ارز از 7 هزار میلیارد دلار هم گذشته است. برای اینکه حسی از این عدد پیدا کنید: پولی که فارکس در یک روز جابه‌جا می‌کند، از تولید ناخالص سالانه همه کشورهای جهان، به جز دو سه اقتصاد بزرگ، بیشتر است.

چرا چنین بازاری وجود دارد؟ چون دنیا بدون تبدیل ارز نمی‌چرخد. شرکتی آلمانی که از ژاپن قطعه می‌خرد باید یورو را به ین تبدیل کند. گردشگری که به تایلند می‌رود باید بات بخرد. صندوقی آمریکایی که سهام اروپایی می‌خرد، اول باید دلار را به یورو تبدیل کند. فارکس جایی است که همه این نیازها به هم می‌رسند. معامله‌گرهایی هم که فقط دنبال سود از تغییر نرخ‌ها هستند، کنار همین جریان عظیم معامله می‌کنند.

تابلوی نرخ ارز یک صرافی در استانبول با ستون‌های خرید و فروش دلار، یورو، پوند و ارزهای دیگر
تابلوی یک صرافی در استانبول، 22 مرداد 1397، روزهایی که لیر ترکیه به شدت سقوط کرده بود. ستون ALIŞ قیمتی است که صرافی ارز را از شما می‌خرد و ستون SATIŞ قیمتی که به شما می‌فروشد؛ در فارکس به همین دو قیمت Bid و Ask می‌گویند. عکس: Mark Lowen، ویکی‌مدیا کامنز، CC BY-SA 4.0

چه کسانی در بازار فارکس معامله می‌کنند؟

وقتی اسم فارکس می‌آید، تصویر آدمی پشت لپ‌تاپ در ذهن خیلی‌ها نقش می‌بندد. واقعیت این است که سهم معامله‌گرهای خرد از این بازار کوچک است. بازیگرهای اصلی را بشناسید، چون بیشتر حرکت قیمت‌ها کار آن‌هاست:

  • بانک‌های بزرگ: قلب بازار. بانک‌هایی مثل جی‌پی مورگان، یو‌بی‌اس، دویچه بانک و سیتی گروپ هر روز حجم عظیمی ارز با هم مبادله می‌کنند. به این بخش، بازار بین بانکی می‌گویند.
  • بانک‌های مرکزی: فدرال رزرو آمریکا، بانک مرکزی اروپا و بانک مرکزی ژاپن معمولا خودشان وارد معامله نمی‌شوند، اما تصمیمشان درباره نرخ بهره می‌تواند در چند ثانیه جهت یک ارز را عوض کند.
  • شرکت‌ها: واردکننده‌ها و صادرکننده‌ها برای پرداخت و دریافت پول، و برای پوشش ریسک نوسان نرخ ارز، در این بازار حاضرند.
  • صندوق‌ها و مدیران سرمایه: صندوق‌های پوشش ریسک و صندوق‌های بازنشستگی که پولشان را میان کشورهای مختلف جابه‌جا می‌کنند.
  • معامله‌گرهای خرد: افرادی که از طریق کارگزار، یا همان بروکر، و با حساب‌های کوچک معامله می‌کنند.

یک زنجیره ساده هم در کار است. بانک‌های بزرگ قیمت را در بازار بین بانکی می‌سازند، تامین‌کننده‌های نقدینگی این قیمت‌ها را به کارگزارها می‌دهند و کارگزار آن را روی صفحه شما نشان می‌دهد. شما وقتی دکمه خرید را می‌زنید، در انتهای این زنجیره ایستاده‌اید.

همین جایگاه یک درس مهم دارد: شما بازار را حرکت نمی‌دهید. فقط می‌توانید با جریانش همراه شوید یا در برابرش بایستید. هر استراتژی خوب از همین فروتنی شروع می‌شود.

آسمان‌خراش‌های محله مالی کنری وارف لندن در شب و نور ساختمان‌ها روی رودخانه
کنری وارف در لندن؛ چند بانک بزرگ جهان دفترشان را اینجا دارند و لندن بزرگ‌ترین مرکز معاملات ارز دنیاست. عکس: Diliff، ویکی‌مدیا کامنز، CC BY-SA 3.0

جفت ارز چیست و قیمت در فارکس چطور خوانده می‌شود؟

در فارکس هیچ ارزی تنها معامله نمی‌شود. همیشه یک ارز را در برابر ارز دیگر می‌خرید یا می‌فروشید. برای همین قیمت‌ها به شکل «جفت ارز» نوشته می‌شوند؛ مثلا EUR/USD یا همان EURUSD.

در هر جفت ارز، ارز اول «ارز پایه» و ارز دوم «ارز مظنه» است. وقتی قیمت EURUSD برابر 1.0850 است، یعنی هر یک یورو 1.0850 دلار می‌ارزد. اگر این عدد به 1.0900 برسد، یورو در برابر دلار قوی‌تر شده است. اگر به 1.0800 برسد، ضعیف‌تر.

قاعده خرید و فروش هم از همین‌جا می‌آید:

  • خرید (Buy): یعنی انتظار دارید ارز پایه در برابر ارز مظنه گران‌تر شود.
  • فروش (Sell): یعنی انتظار دارید ارز پایه ارزان‌تر شود.

این یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های فارکس با بورس تهران است. در بورس تهران تنها وقتی سود می‌کنید که قیمت سهم بالا برود، اما در فارکس فروش هم مثل خرید یک معامله معمولی است. یعنی بازار نزولی هم فرصت است. و البته، به همان اندازه، ریسک.

جفت ارزها را معمولا در سه گروه دسته‌بندی می‌کنند:

گروهنمونه‌هاویژگی
جفت ارزهای اصلی (Majors)EURUSD، GBPUSD، USDJPY، USDCHF، USDCAD، AUDUSDیک طرفشان دلار است؛ بیشترین حجم و کمترین هزینه معامله
جفت ارزهای فرعی (Crosses)EURGBP، EURJPY، GBPJPYدلار در آن‌ها نیست؛ هزینه معامله کمی بیشتر
جفت ارزهای اگزوتیک (Exotics)USDTRY، USDZARیک طرف، ارز یک اقتصاد کوچک‌تر یا نوظهور است؛ نوسان و هزینه بیشتر

برای تازه‌کار، جفت ارزهای اصلی منطقی‌ترین شروع‌اند. نمودارشان تمیزتر است، هزینه معامله‌شان کمتر است و درباره‌شان اطلاعات زیادی پیدا می‌شود. می‌توانید همین حالا نمودار یورو به دلار یا نمودار پوند به دلار را در «خط» باز کنید و ببینید قیمت در یک سال اخیر چه مسیری را طی کرده است.

یک نماد دیگر هم هست که شاید به معنای دقیق کلمه جفت ارز نباشد، اما تقریبا در همه پلتفرم‌های فارکس کنار ارزها معامله می‌شود: طلا با نماد XAUUSD، یعنی قیمت هر انس طلا به دلار. اگر به طلا علاقه دارید، نمودار انس طلا یکی از پربیننده‌ترین نمودارهای دنیاست و ارزش دارد هر از گاهی نگاهی به آن بیندازید.

قیمت خرید و فروش، اسپرد و پیپ؛ سه کلمه‌ای که هر روز می‌شنوید

یادتان هست رضا در فرودگاه دو عدد روی تابلو دید؟ در فارکس هم همیشه دو قیمت هست:

  • قیمت فروش یا Bid: قیمتی که بازار حاضر است ارز پایه را از شما بخرد.
  • قیمت خرید یا Ask: قیمتی که بازار حاضر است ارز پایه را به شما بفروشد.

قیمت خرید همیشه کمی بالاتر است. فاصله این دو عدد را اسپرد (Spread) می‌گویند و در عمل، هزینه اصلی هر معامله است. اگر EURUSD با Bid برابر 1.08500 و Ask برابر 1.08510 نمایش داده شود، اسپرد یک پیپ است. یعنی همان لحظه که معامله را باز می‌کنید، به اندازه همین فاصله در ضرر هستید و قیمت باید اول این فاصله را جبران کند تا شما به سود برسید.

حالا پیپ چیست؟ پیپ (Pip) واحد رایج اندازه‌گیری تغییر قیمت در فارکس است. در بیشتر جفت ارزها پیپ رقم چهارم اعشار است، یعنی 0.0001. اگر EURUSD از 1.0850 به 1.0875 برسد، 25 پیپ بالا رفته است. در جفت ارزهایی که ین ژاپن در آن‌هاست، مثل USDJPY، پیپ رقم دوم اعشار یعنی 0.01 است.

کارگزارها معمولا یک رقم اعشار دیگر هم نشان می‌دهند که به آن پیپت یا یک‌دهم پیپ می‌گویند. پس اگر قیمتی با پنج رقم اعشار دیدید، نگران نشوید؛ رقم آخر فقط دقت قیمت را بیشتر می‌کند.

چرا این‌قدر روی پیپ تاکید می‌کنیم؟ چون در فارکس تقریبا همه چیز با پیپ اندازه گرفته می‌شود: حد ضرر، حد سود، اسپرد و حتی صحبت‌های روزمره معامله‌گرها. ولی پیپ به تنهایی نمی‌گوید چقدر پول برده یا باخته‌اید. برای فهمیدن این یکی، باید با مفهوم بعدی آشنا شوید.

لات چیست؟ حجم معامله و ارزش هر پیپ

در بورس تهران تعداد سهم می‌خرید. در فارکس حجم معامله با لات (Lot) اندازه گرفته می‌شود:

نوع لاتحجمارزش تقریبی هر پیپ در EURUSD
لات استاندارد100,000 واحد از ارز پایه10 دلار
مینی لات10,000 واحد1 دلار
میکرو لات1,000 واحد0.1 دلار

ارزش هر پیپ در جفت ارزهایی که دلار ارز دوم آن‌هاست ثابت است و در بقیه با نرخ روز کمی تغییر می‌کند. برای فهم موضوع، همین جدول کافی است.

یک مثال: فرض کنید سارا 0.1 لات EURUSD می‌خرد، یعنی یک مینی لات. حد ضررش را 30 پیپ پایین‌تر از قیمت ورود گذاشته است. اگر قیمت به حد ضرر برسد، او 30 دلار ضرر می‌کند. اگر به جای آن قیمت 60 پیپ بالا برود، 60 دلار سود کرده است.

ساده به نظر می‌رسد، اما بیشتر تازه‌کارها ترتیب را برعکس انجام می‌دهند: اول حجم را انتخاب می‌کنند و بعد، اگر یادشان بیاید، حد ضرر را. روش درست برعکس است. اول تعیین می‌کنید حاضرید در این معامله چند دلار ریسک کنید، بعد از روی فاصله حد ضرر، حجم را حساب می‌کنید. این محاسبه را با مثال‌های کامل در مطلب محاسبه حجم معامله با درصد ریسک توضیح داده‌ایم. اگر قرار است فقط یک چیز از این راهنما را جدی بگیرید، همین باشد.

اما چیزی که لات را واقعا خطرناک می‌کند، مفهوم بعدی است.

اهرم و مارجین؛ قدرتی که می‌تواند حساب را نابود کند

با 2,000 دلار نمی‌شود 100,000 یورو خرید. ولی در فارکس می‌شود معامله‌ای به این بزرگی باز کرد. دلیلش اهرم (Leverage) است.

اهرم یعنی کارگزار اجازه می‌دهد معامله‌ای چند برابر موجودی حسابتان باز کنید. با اهرم 1:100، هر یک دلار از پول شما می‌تواند معامله‌ای 100 دلاری را جابه‌جا کند. بخشی از موجودی که برای باز نگه داشتن معامله کنار گذاشته می‌شود، مارجین (Margin) نام دارد. مارجین هزینه نیست؛ وثیقه است و بعد از بستن معامله به حساب برمی‌گردد.

تا اینجا اهرم شبیه یک هدیه است. حالا روی دیگر سکه را ببینید.

فرض کنید با حساب 2,000 دلاری و اهرم 1:100، یک لات استاندارد EURUSD بخرید. کارگزار حدود 1,100 دلار از حسابتان را به عنوان مارجین کنار می‌گذارد و ارزش هر پیپ برای شما 10 دلار می‌شود. اگر قیمت 100 پیپ برخلاف شما حرکت کند، که در یک هفته پرنوسان اصلا عجیب نیست، 1,000 دلار ضرر کرده‌اید؛ یعنی نصف حساب. صد پیپ دیگر، و تقریبا چیزی باقی نمانده است. معمولا قبل از اینکه به آن نقطه برسید، کارگزار خودش معامله را می‌بندد.

دو اصطلاح هم اینجا زیاد می‌شنوید:

  • مارجین کال (Margin Call): هشداری که کارگزار وقتی موجودی آزاد حساب خیلی کم شده است می‌دهد.
  • استاپ اوت (Stop Out): سطحی که در آن کارگزار معامله‌های شما را به اجبار می‌بندد تا ضرر از موجودی حساب بیشتر نشود. این سطح در هر کارگزار فرق می‌کند.

نکته اصلی این است: اهرم سود را بزرگ نمی‌کند، حجم را بزرگ می‌کند. و حجم بزرگ، سود و ضرر را با هم بزرگ می‌کند. اهرم بالا فقط اجازه می‌دهد حجم بیشتری باز کنید؛ اینکه از این اجازه استفاده کنید یا نه، تصمیم شماست. معامله‌گرهای باتجربه معمولا اهرم واقعی معاملاتشان را خیلی پایین‌تر از سقفی که کارگزار پیشنهاد می‌دهد نگه می‌دارند.

اگر از همین حالا حس کرده‌اید اشتباه بزرگ تازه‌کارها کجاست، حدستان احتمالا درست است. ولی صبر کنید؛ هنوز چند تکه از پازل مانده است.

ساعت‌های بازار فارکس؛ بازاری که خواب ندارد

بورس تهران چند ساعت در روز باز است. فارکس اما از شروع هفته کاری در آسیا تا پایان روز جمعه در نیویورک، 24 ساعته کار می‌کند؛ یعنی به وقت ایران تقریبا از بامداد دوشنبه تا بامداد شنبه. دلیلش ساده است: وقتی یک مرکز مالی می‌خوابد، مرکز دیگری بیدار می‌شود.

روز معاملاتی فارکس معمولا به چهار جلسه تقسیم می‌شود:

  • جلسه سیدنی: آرام‌ترین بخش روز و آغاز هفته معاملاتی.
  • جلسه توکیو: ین ژاپن و دلار استرالیا در این ساعت‌ها فعال‌ترند.
  • جلسه لندن: بزرگ‌ترین مرکز معاملات ارز دنیا؛ با باز شدنش حجم و نوسان بالا می‌رود.
  • جلسه نیویورک: ساعت‌هایی که بیشتر خبرهای مهم اقتصادی آمریکا منتشر می‌شوند.

پرتحرک‌ترین ساعت‌های روز معمولا زمانی است که جلسه لندن و نیویورک هم‌پوشانی دارند. در این ساعت‌ها نقدینگی بالاست، اسپردها معمولا پایین‌ترند و حرکت‌های بزرگ‌تری شکل می‌گیرد. در مقابل، ساعت‌های آرام بازار برای جفت ارزهای اروپایی گاهی حرکت قابل توجهی ندارند.

ساعت دقیق شروع و پایان هر جلسه به وقت ایران، با تغییر ساعت تابستانی در اروپا و آمریکا جابه‌جا می‌شود. جدول کامل و به‌روز آن را در مطلب ساعت بازار فارکس به وقت ایران آورده‌ایم.

یک نکته را هم فراموش نکنید: آخر هفته فارکس بسته است، ولی دنیا نه. اگر در این دو روز خبر مهمی منتشر شود، قیمت دوشنبه ممکن است با فاصله از قیمت جمعه باز شود. به این فاصله گپ (Gap) می‌گویند و یکی از دلایلی است که خیلی‌ها ترجیح می‌دهند آخر هفته معامله باز نداشته باشند.

نمای نزدیک ساعت جهانی برلین که ساعت شهرهایی مثل هانوی، بانکوک، جاکارتا، پکن و سنگاپور را کنار هم نشان می‌دهد
ساعت جهانی میدان الکساندر در برلین؛ وقتی روز در یک شهر تمام می‌شود، در شهر دیگری تازه شروع شده است. فارکس هم با همین چرخش، از یک مرکز مالی به مرکز بعدی می‌رود. عکس: Stefan Kemmerling، ویکی‌مدیا کامنز، CC BY-SA 3.0

چه چیزی قیمت ارزها را بالا و پایین می‌برد؟

حالا که می‌دانید بازار کی باز است، سوال بزرگ‌تر این است: چرا قیمت‌ها اصلا حرکت می‌کنند؟ ارزش هر ارز در نهایت آینه‌ای از اقتصاد کشورش و انتظار مردم از آینده آن اقتصاد است. چند عامل از همه پررنگ‌ترند:

نرخ بهره. مهم‌ترین عامل تقریبا همیشه همین است. وقتی بانک مرکزی یک کشور نرخ بهره را بالا می‌برد، نگه داشتن پول به ارز آن کشور سود بیشتری دارد و سرمایه به سمتش می‌رود. به همین دلیل جلسه‌های فدرال رزرو یا بانک مرکزی اروپا برای معامله‌گرهای فارکس مثل روز امتحان است.

تورم. تورم بالا معمولا بانک مرکزی را به بالا بردن نرخ بهره وادار می‌کند. پس گزارش‌های تورم، مثل شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI)، با دقت دنبال می‌شوند.

اشتغال و رشد اقتصادی. گزارش اشتغال آمریکا یا همان Non-Farm Payrolls که معمولا اولین جمعه هر ماه منتشر می‌شود، یکی از پرنوسان‌ترین لحظه‌های ماه است. گزارش‌های رشد اقتصادی و فعالیت کارخانه‌ها هم سهم خودشان را دارند.

احساس ریسک. وقتی بازارها می‌ترسند، پول به سمت دارایی‌هایی می‌رود که امن‌تر تلقی می‌شوند؛ مثل دلار آمریکا، ین ژاپن، فرانک سوئیس و طلا. وقتی ترس فروکش می‌کند، ارزهای پرریسک‌تر مثل دلار استرالیا دوباره جان می‌گیرند.

سیاست و اتفاق‌های غیرمنتظره. انتخابات، جنگ، تحریم و تصمیم‌های تجاری می‌توانند در چند دقیقه همه محاسبه‌ها را به هم بریزند.

معامله‌گرهای فارکس برای اینکه غافلگیر نشوند، از تقویم اقتصادی استفاده می‌کنند؛ فهرستی از زمان انتشار گزارش‌های مهم. حتی اگر کاملا تکنیکالی معامله می‌کنید، بهتر است بدانید امروز چه خبرهایی در راه است. لحظه انتشار خبر، اسپردها معمولا بازتر می‌شوند و قیمت ممکن است بی‌رحمانه از روی حد ضرر شما رد شود.

نمای روبه‌روی ساختمان فدرال رزرو آمریکا در واشنگتن با پرچم آمریکا بر فراز آن
ساختمان فدرال رزرو در واشنگتن؛ تصمیم‌هایی که اینجا درباره نرخ بهره گرفته می‌شود، می‌تواند ارزش دلار را در چند دقیقه جابه‌جا کند. عکس: فدرال رزرو آمریکا، ویکی‌مدیا کامنز، مالکیت عمومی

تحلیل در فارکس؛ تکنیکال یا فاندامنتال؟

دو راه اصلی برای تصمیم گرفتن در فارکس هست و هر کدام به یک سوال جواب می‌دهد.

تحلیل فاندامنتال یا بنیادی می‌پرسد: چرا یک ارز باید قوی‌تر یا ضعیف‌تر شود؟ همان عامل‌هایی که در بخش قبل خواندید، مواد اولیه این نوع تحلیل‌اند. تحلیلگر بنیادی نرخ بهره، تورم و سیاست بانک‌های مرکزی را کنار هم می‌گذارد تا جهت بلندمدت را حدس بزند.

تحلیل تکنیکال می‌پرسد: کی وارد شویم و کی خارج؟ این روش به جای اقتصاد، به خود نمودار نگاه می‌کند: روند، سطح‌های حمایت و مقاومت، الگوهای قیمت، حجم و اندیکاتورها. فرضش این است که همه اطلاعات، دیر یا زود، در قیمت دیده می‌شود و رفتار جمعی معامله‌گرها الگوهایی می‌سازد که تکرار می‌شوند.

بیشتر معامله‌گرهای موفق این دو را با هم ترکیب می‌کنند. تحلیل بنیادی جهت کلی را نشان می‌دهد و تحلیل تکنیکال لحظه ورود و جای حد ضرر را. اگر می‌خواهید بدانید تحلیل تکنیکال دقیقا چه کمکی می‌کند و کجا کم می‌آورد، مطلب فواید تحلیل تکنیکال را بخوانید؛ آنجا 12 مزیت و محدودیت‌هایش را با مثال توضیح داده‌ایم.

یک عادت خوب هم از همین ابتدا داشته باشید: نمودار را در چند تایم‌فریم ببینید. روند روزانه می‌گوید باد از کدام طرف می‌وزد و نمودار یک‌ساعته می‌گوید کجا بادبان را بالا بکشید. معامله‌ای که در جهت روند بزرگ‌تر باشد، معمولا شانس بیشتری دارد.

نمودار شمعی روزانه یورو به دلار در خط با میانگین متحرک 20 و 50 روزه
نمودار روزانه EURUSD در «خط» با میانگین متحرک 20 روزه (نارنجی) و 50 روزه (بنفش)؛ وقتی میانگین کوتاه‌تر زیر میانگین بلندتر می‌رود، معمولا یعنی روند کوتاه‌مدت ضعیف شده است

همه نمادهای اصلی فارکس، از جمله یورو به دلار، پوند به دلار، دلار به ین و انس طلا را می‌توانید در صفحه چارت فارکس پیدا کنید و با بیش از 100 اندیکاتور و ابزارهای ترسیم، تحلیلشان کنید.

مدیریت ریسک؛ مهارتی که شما را در بازار نگه می‌دارد

اگر از همه این راهنما فقط یک بخش را دوباره بخوانید، این بخش باشد. تحلیل خوب کمک می‌کند گاهی برنده شوید. مدیریت ریسک کمک می‌کند آن‌قدر در بازار بمانید که برنده شدن معنا پیدا کند.

با یک جدول ساده شروع کنیم. ببینید بعد از هر مقدار ضرر، برای برگشتن به نقطه اول چقدر سود لازم دارید:

ضرر حسابسود لازم برای جبران
10 درصدحدود 11 درصد
25 درصدحدود 33 درصد
50 درصد100 درصد
75 درصد300 درصد

این جدول بی‌رحم‌ترین حقیقت معامله‌گری است. ضرر بزرگ را نمی‌شود با یک معامله خوب جبران کرد. برای همین، حرفه‌ای‌ها قبل از هر چیز به حفظ سرمایه فکر می‌کنند.

چند قانون ساده که بیشتر معامله‌گرهای باتجربه رعایت می‌کنند:

  1. در هر معامله فقط 1 تا 2 درصد حساب را ریسک کنید. اگر حسابتان 2,000 دلار است، ریسک 1 درصدی یعنی 20 دلار. حالا اگر حد ضرر منطقی معامله 25 پیپ باشد، هر پیپ باید 0.8 دلار ارزش داشته باشد؛ یعنی حجم معامله حدود 0.08 لات می‌شود.
  2. هیچ معامله‌ای بدون حد ضرر باز نکنید. حد ضرر جایی است که اعتراف می‌کنید اشتباه کرده‌اید، و باید قبل از ورود مشخص باشد.
  3. نسبت سود به ریسک را بسنجید. اگر حد ضرر 25 پیپ است، هدف سود دست‌کم 50 پیپ باشد. با این نسبت حتی اگر نیمی از معامله‌ها ضررده باشند، در مجموع می‌توانید سود کنید.
  4. سقف ضرر روزانه داشته باشید. مثلا اگر در یک روز 3 درصد حساب را از دست دادید، آن روز را تمام کنید. معامله‌ای که از سر عصبانیت باز می‌شود، تقریبا همیشه بدترین معامله هفته است.
  5. ژورنال بنویسید. دلیل ورود، دلیل خروج و حالتان را ثبت کنید. بعد از چند هفته، الگوی اشتباه‌هایتان را با چشم خودتان می‌بینید.

یک معامله فرضی از اول تا آخر

حالا وقتش است همه این تکه‌ها را کنار هم بگذاریم. قیمت‌های این مثال فرضی‌اند، ولی منطقش همان چیزی است که معامله‌گرهای منظم هر روز انجام می‌دهند.

مینا حسابی 2,000 دلاری دارد. نمودار روزانه EURUSD را باز می‌کند و می‌بیند قیمت چند ماه است سقف‌ها و کف‌های بالاتر می‌سازد؛ یعنی روند صعودی است. روی نمودار یک‌ساعته می‌بیند قیمت بعد از یک افت چندروزه، به ناحیه‌ای حدود 1.0800 رسیده که قبلا چند بار از آن برگشته است. این ناحیه یک حمایت است.

برنامه‌اش را قبل از اینکه دست به دکمه بزند، روی کاغذ می‌نویسد:

  • ورود: خرید در حدود 1.0810، وقتی نشانه برگشت روی نمودار یک‌ساعته دیده شد.
  • حد ضرر: 1.0785، کمی پایین‌تر از حمایت. اگر قیمت به آنجا برسد، یعنی تحلیلش اشتباه بوده است. فاصله تا ورود: 25 پیپ.
  • حد سود: 1.0860، زیر سقف قبلی. فاصله تا ورود: 50 پیپ. پس نسبت سود به ریسک 2 به 1 است.
  • ریسک: 1 درصد حساب، یعنی 20 دلار. با حد ضرر 25 پیپی، هر پیپ باید 0.8 دلار باشد؛ پس حجم 0.08 لات است.

ببینید اهرم کجای این ماجراست. ارزش اسمی معامله حدود 8,700 دلار است و با اهرم 1:100، کمتر از 90 دلار مارجین لازم دارد. یعنی با اینکه کارگزار اجازه حجم خیلی بیشتری می‌دهد، اهرم واقعی مینا کمتر از 5 برابر است. اهرم در دسترس است، ولی او از آن استفاده نمی‌کند؛ ریسک را حد ضرر و حجم تعیین کرده‌اند، نه سقف کارگزار.

دو حالت ممکن است پیش بیاید. اگر قیمت به حد سود برسد، مینا 50 پیپ ضرب در 0.8 دلار، یعنی 40 دلار سود می‌کند؛ 2 درصد حساب. اگر به حد ضرر برسد، حدود 20 دلار، یعنی 1 درصد حساب را از دست می‌دهد. هیچ‌کدام زندگی‌اش را عوض نمی‌کند، و این دقیقا هدف است.

حالا جادوی ماجرا را ببینید. فرض کنید مینا ده معامله با همین ساختار انجام دهد و فقط چهارتایش به سود برسد. چهار سود 40 دلاری می‌شود 160 دلار و شش ضرر 20 دلاری می‌شود 120 دلار. یعنی با وجود اینکه بیشتر معامله‌هایش ضررده بوده‌اند، در مجموع 40 دلار سود کرده است. معامله‌گری حرفه‌ای یعنی همین: لازم نیست همیشه درست بگویید؛ لازم است وقتی اشتباه می‌کنید کم ببازید.

قبل از هر معامله، این پنج سوال کوتاه را از خودتان بپرسید:

  1. روند تایم‌فریم بزرگ‌تر به کدام سمت است؟
  2. اگر اشتباه کرده باشم، کجا می‌فهمم؟ یعنی حد ضرر کجاست؟
  3. در بدترین حالت چند دلار از دست می‌دهم و آیا این بیشتر از 1 یا 2 درصد حساب است؟
  4. سود احتمالی دست‌کم دو برابر ریسک هست؟
  5. در ساعت‌های آینده خبر مهمی منتشر نمی‌شود؟

اگر جواب یکی از این‌ها روشن نیست، هنوز وقت معامله نرسیده است.

کارگزار فارکس؛ قبل از واریز پول این‌ها را بدانید

برای معامله در فارکس، معامله‌گر خرد به یک کارگزار نیاز دارد که حساب معاملاتی و پلتفرم را در اختیارش بگذارد. انتخاب کارگزار شاید مهم‌ترین تصمیم مالی شما در این مسیر باشد، چون حتی بهترین تحلیل هم وقتی پولتان قابل برداشت نباشد، بی‌ارزش است.

در دنیا، کارگزارهای معتبر زیر نظر نهادهای ناظر مالی فعالیت می‌کنند؛ مثل نهاد ناظر مالی انگلستان (FCA)، کمیسیون اوراق بهادار استرالیا (ASIC) یا نهاد ناظر قبرس (CySEC). این مجوزها تضمین سود نیستند، اما قواعدی برای نگهداری پول مشتری و شفافیت دارند.

نشانه‌های خطر را جدی بگیرید:

  • وعده سود ثابت ماهانه، مثلا «ماهی 20 درصد تضمینی».
  • «مدیر حساب» یا «مشاوری» که اصرار دارد پول بیشتری واریز کنید.
  • کانال‌های «سیگنال VIP» که فقط معامله‌های برنده‌شان را نشان می‌دهند.
  • مشکل یا بهانه‌تراشی در برداشت پول.
  • فشار برای تصمیم فوری، مثل «فقط تا امشب فرصت دارید».

یک نکته هم مخصوص ایران است و نباید از آن رد شد. در ایران هیچ نهاد رسمی به کارگزاری‌های فارکس مجوز فعالیت نداده است و پلیس فتا بارها درباره کلاهبرداری‌هایی که با نام فارکس انجام می‌شود هشدار داده است. از طرف دیگر، به دلیل تحریم‌ها بسیاری از کارگزارهای خارجی حساب کاربران ایرانی را نمی‌پذیرند یا ممکن است ببندند و راه‌های انتقال پول هم ریسک خودشان را دارند. قوانین و شرایط هم ممکن است تغییر کند. پس قبل از هر اقدامی، وضعیت حقوقی و ریسک‌های این مسیر را خودتان بررسی کنید. این راهنما توصیه حقوقی یا مالی نیست؛ هدفش این است که با چشم باز تصمیم بگیرید.

از کجا شروع کنیم؟ مسیر قدم‌به‌قدم برای تازه‌کارها

خبر خوب این است که برای یاد گرفتن فارکس لازم نیست از اول پول واقعی خرج کنید. بخش بزرگی از مسیر را می‌شود بدون ریسک طی کرد:

  1. مفاهیم پایه را محکم کنید. جفت ارز، پیپ، لات، اهرم و مارجین را آن‌قدر مرور کنید که بدون فکر کردن حسابشان کنید. اگر هنوز یکی از آن‌ها برایتان مبهم است، همین مطلب را یک بار دیگر بخوانید.
  2. خواندن نمودار را تمرین کنید. هر روز ده دقیقه نمودار انس طلا یا EURUSD را باز کنید. روند را تشخیص دهید، سقف و کف‌ها را علامت بزنید و حدس بزنید قیمت به کدام سمت می‌رود. فردا ببینید چه شد.
  3. ایده‌تان را روی گذشته بسنجید. قبل از هر پولی، استراتژی را روی داده‌های گذشته امتحان کنید. با بک تست در خط می‌توانید نمودار را به یک تاریخ دلخواه در گذشته ببرید، کندل‌ها را یکی‌یکی جلو بیاورید و معامله تمرینی کنید، بدون اینکه آینده را از قبل ببینید. چند ده معامله تمرینی، بیشتر از ده‌ها ساعت ویدیو چیز یادتان می‌دهد.
  4. با حساب آزمایشی ادامه دهید. بیشتر پلتفرم‌ها حساب دمو دارند؛ حسابی با پول مجازی و قیمت واقعی. چند هفته با همان قانون‌های مدیریت ریسک معامله کنید، انگار پول واقعی است.
  5. اگر تصمیم به معامله واقعی گرفتید، کوچک شروع کنید. با مبلغی که از دست دادنش زندگی‌تان را تکان نمی‌دهد و با حجم‌های بسیار کم. هدف ماه‌های اول سود نیست؛ زنده ماندن و یاد گرفتن است.
  6. هر ماه کارنامه بگیرید. ژورنال را بخوانید، معامله‌های بد را دسته‌بندی کنید و هر بار فقط یک اشتباه را اصلاح کنید.

این مسیر کند به نظر می‌رسد. اما راه سریع‌تر، تقریبا همیشه به همان اشتباهی می‌رسد که از اول قولش را داده بودیم.

اشتباهی که تقریبا همه تازه‌کارها مرتکب می‌شوند

حالا وقتش است. اشتباه بزرگ، حجم بیش از حد است.

داستانش معمولا این شکلی است: تازه‌کار چند معامله کوچک می‌کند و از قضا چندتایش سود می‌دهد. حس می‌کند بازار را فهمیده است. حجم را بالا می‌برد، چون «اگر همین را با حجم بیشتر زده بودم…». اهرم هم که در دسترس است. چند روز بعد یک معامله برخلاف انتظار پیش می‌رود. حد ضرری در کار نیست، چون «برمی‌گردد». برنمی‌گردد. و در یک بعدازظهر، سود چند هفته و بخش بزرگی از اصل سرمایه با هم می‌رود.

این اشتباه خطرناک است چون بعد از موفقیت اتفاق می‌افتد، نه بعد از شکست. و ترکیبش با دو اشتباه دیگر، یعنی نداشتن حد ضرر و اهرم بالا، دقیقا همان چیزی است که در بخش اهرم دیدید: 100 پیپ حرکت کافی است تا نصف یک حساب برود.

اشتباه‌های رایج دیگر را هم بشناسید:

  • دنبال کردن کورکورانه سیگنال‌ها. اگر نمی‌دانید چرا وارد معامله شده‌اید، نمی‌دانید کی باید خارج شوید.
  • معامله کردن لحظه انتشار خبر. نوسان لحظه خبر هیجان‌انگیز است، ولی اسپرد باز و حرکت‌های ناگهانی، معمولا به ضرر تازه‌کار تمام می‌شود.
  • بیش‌معامله‌گری. بازار همیشه باز است، ولی فرصت خوب همیشه نیست. گاهی بهترین معامله روز، معامله نکردن است.
  • جابه‌جا کردن حد ضرر. حد ضرری که هر بار دورتر می‌رود، دیگر حد ضرر نیست؛ امید است.
  • عوض کردن استراتژی هر هفته. هیچ روشی در چند معامله خودش را نشان نمی‌دهد. به روشتان فرصت بدهید و آن را با داده بسنجید، نه با حس.

اگر فقط همین یک اشتباه اول را مرتکب نشوید، از بخش بزرگی از کسانی که فارکس را شروع می‌کنند جلوتر هستید.

جمع‌بندی

فارکس بازار مبادله ارزهای دنیاست؛ بزرگ‌ترین بازار مالی جهان، بدون تالار مرکزی و تقریبا همیشه باز. در آن جفت ارز معامله می‌شود، تغییر قیمت با پیپ سنجیده می‌شود، حجم با لات، و اهرم اجازه می‌دهد با پول کم معامله‌های بزرگ باز کنید. همین اجازه، هم جذابیت فارکس است و هم خطرش.

بازار ارز را نرخ بهره، تورم، گزارش‌های اقتصادی و احساس ریسک حرکت می‌دهند. برای تصمیم گرفتن، تحلیل بنیادی جهت کلی را نشان می‌دهد و تحلیل تکنیکال زمان ورود و خروج را. ولی چیزی که در نهایت شما را در بازار نگه می‌دارد، مدیریت ریسک است: ریسک کم در هر معامله، حد ضرر همیشگی و حجمی که با حساب شما متناسب باشد.

اگر می‌خواهید شروع کنید، عجله نکنید. نمودارها را بخوانید، استراتژی‌تان را روی گذشته آزمایش کنید و با حساب آزمایشی تمرین کنید. فارکس جای پولدار شدن سریع نیست. جای کسانی است که حوصله یاد گرفتن دارند و قبل از پول، به حفظ سرمایه فکر می‌کنند.

این مطلب فقط جنبه آموزشی دارد و توصیه سرمایه‌گذاری، معامله یا مشاوره حقوقی نیست. معامله در بازارهای مالی، به خصوص با اهرم، ریسک بالایی دارد و ممکن است بخشی یا همه سرمایه را از دست بدهید.

سوالات متداول درباره فارکس

آیا فارکس قمار است؟

فارکس به خودی خود قمار نیست؛ بازاری واقعی است که هر روز شرکت‌ها و بانک‌ها برای نیازهای واقعی در آن ارز مبادله می‌کنند. اما نحوه معامله هر فرد می‌تواند آن را به قمار تبدیل کند. معامله بدون برنامه، بدون حد ضرر و با اهرم بالا، از نظر نتیجه فرق چندانی با قمار ندارد. معامله با روش آزموده و مدیریت ریسک، یک فعالیت حرفه‌ای و پرریسک است.

با چقدر پول می‌شود فارکس را شروع کرد؟

از نظر فنی بسیاری از کارگزارها با مبلغ کم هم حساب باز می‌کنند. اما سوال درست‌تر این است که چقدر پول می‌توانید از دست بدهید بدون اینکه زندگی‌تان تحت تاثیر قرار بگیرد. شروع با حساب آزمایشی و بعد با مبلغی کوچک و حجم‌های میکرو لات، منطقی‌ترین راه است.

فارکس واقعا 24 ساعته است؟

در روزهای کاری بله؛ از شروع هفته در آسیا تا پایان جمعه در نیویورک، بازار بدون وقفه باز است. ولی همه ساعت‌ها مثل هم نیستند. پرتحرک‌ترین زمان، هم‌پوشانی جلسه لندن و نیویورک است و ساعت‌هایی هم هست که بازار آرام و کم‌نقدینگی است. آخر هفته بازار بسته است.

بهترین جفت ارز برای شروع کدام است؟

برای تازه‌کار، جفت ارزهای اصلی مثل EURUSD انتخاب منطقی‌تری هستند؛ چون حجم معامله بالا، هزینه کم و رفتار نسبتا منظم‌تری دارند و درباره‌شان اطلاعات زیادی در دسترس است. بهتر است در ابتدا فقط روی یکی دو نماد تمرکز کنید تا شخصیت حرکتشان را بشناسید.

آیا از ایران می‌شود در فارکس معامله کرد؟

این سوال جواب ساده‌ای ندارد. در ایران کارگزاری فارکس مجوز رسمی ندارد، پلیس فتا بارها درباره کلاهبرداری با نام فارکس هشدار داده و تحریم‌ها باعث شده بسیاری از کارگزارهای خارجی حساب ایرانی‌ها را نپذیرند. اگر به این بازار فکر می‌کنید، قوانین و ریسک‌های فعلی را دقیق بررسی کنید و هرگز پولی را به کسی که وعده سود تضمینی می‌دهد نسپارید. یاد گرفتن تحلیل و تمرین روی نمودار، بدون هیچ‌کدام از این ریسک‌ها ممکن است.

فرق فارکس با بورس تهران چیست؟

در بورس تهران سهام شرکت‌ها در یک بازار متمرکز و در ساعت‌های مشخص معامله می‌شود و بیشتر معامله‌گرها فقط از بالا رفتن قیمت سود می‌برند. فارکس بازاری غیرمتمرکز و جهانی است که در روزهای کاری 24 ساعته باز است، در آن نرخ ارزها معامله می‌شود و فروش هم به اندازه خرید رایج است. اهرم هم در فارکس نقش بسیار بزرگ‌تری دارد. اگر بازار سهام ایران را هم دنبال می‌کنید، چارت بورس در «خط» نمودار همه نمادهای بورس و فرابورس را دارد.


منبع تصویرها: همه عکس‌ها از ویکی‌مدیا کامنز آمده‌اند و برای این صفحه برش و تغییر اندازه داده شده‌اند. عکس جلد: Islam90، صفحه اصلی عکس، CC BY-SA 4.0. تابلوی صرافی استانبول: Mark Lowen، صفحه اصلی عکس، CC BY-SA 4.0. کنری وارف: Diliff، صفحه اصلی عکس، CC BY-SA 3.0. ساعت جهانی برلین: Stefan Kemmerling، صفحه اصلی عکس، CC BY-SA 3.0. ساختمان فدرال رزرو: مالکیت عمومی. نمودار: «خط».

نوشته‌های دیگر

همهٔ نوشته‌های وبلاگ

آنچه خواندید را روی چارت امتحان کنید

نمودار همهٔ نمادهای بورس تهران و فارکس، با بیش از 100 اندیکاتور، بازپخش کندل و معاملهٔ تمرینی؛ رایگان و بدون نصب.

ورود به نمودار